گزارش کارگاه آموزشی مجید مجیدی - 1

کارگاه مجید مجیدی و آغاز رسمی کارگاه‌های دارالفنون/ خاطره ویژه کارگردان از «بدوک»

کارگاه مجید مجیدی و آغاز رسمی کارگاه‌های دارالفنون/ خاطره ویژه کارگردان از «بدوک»

مجید مجیدی، چهره سرشناس سینمای ایران درباره تجربیات فیلمسازی‌اش با هنرجویان دارالفنون صحبت کرد.

به گزارش ستاد خبری، بخش دارالفنون جشنواره جهانی فیلم فجر در اولین کارگاه خود میزبان مجید مجیدی، کارگردان سرشناس ایرانی بود. مجیدی صبح امروز در  سالن مملو از جمعیت از تجربه‌ها و خاطرات فیلمسازی‌اش صحبت کرد.

مازیار میری، مدیر بخش دارالفنون در ابتدای جلسه با خوشامدگویی به میهمانان ابراز خوشحالی کرد که فرصتی فراهم شده تا افراد از فرهنگ‌های مختلف در کنار همدیگر جمع شوند و از تجربیات اساتید داخلی و خارجی استفاده کنند.

او از حاضرین خواست تا ضمن لذت بردن از جشنواره از لحظه به لحظه این رویداد استفاده کنند. او با عنوان اینکه اعلام شده اگر کسی در این مدت کار خلاقانه‌ای با دوربین و یا موبایل بسازد جایزه‌ای دریافت خواهد کرد، گفت: «امیدوارم این بحث جایزه را در حاشیه قرار دهید و از اساتید بیشترین استفاده را بکنید.»

او از جوانان ایرانی خواست تا نهایت مهمان‌نوازی را در ارتباط با مهمان جشنواره داشته باشند تا بعد از این جشنواره آنها ضمن اینکه سفیر سینمای ایران می‌شوند، سفیر فرهنگ خوب ایرانی هم به کشورهایشان باشند.

در ادامه او مجیدی را کارگردانی خواند که ناخوداگاه نامش با فیلم بزرگ پیامبر (ص) گره خورده است و این افتخاری برای همه ما ایرانی‌هاست.

در ادامه رضا میرکریمی، دبیر جشنواره روی سن آمد و ضمن خوشامدگویی به میهمانان از یکی از آرزوهای به ثمر نشسته خود گفت: «از لحظه‌ای که بخش دارالفنون به جشنواره اضافه شد، آرزو داشتم تا این لحظه را ببینم. این بخش مهمترین بخش جشنواره است و شما برای من مهمترین میهمانان هستید. میهمانانی که در آینده با فیلم‌هایتان در جشنواره حاضر خواهید شد.»

این نشست با پخش تصاویری از پشت صحنه‌های کمتر دیده شده فیلم «محمد رسول الله (ص)» و صحبت‌های مجید مجیدی ادامه پیدا کرد. این کارگردان ایرانی بخش دارالفنون را تجربه بسیاری خوبی دانست که با اهتمام دبیر جشنواره و مازیار میری تدارک دیده شده و ابراز امیدواری کرد جشنواره محلی برای  انتقال تجربیات به جوان‌ترها باشد.

مجیدی صحبت‌هایش را با تجربیات شخصی خودش از ساخت فیلم‌های اولش آغاز کرد و گفت: «شما صحنه‌هایی از آخرین فیلم من را بر پرده دیدید که ۷ سال پروژه تحقیق نگارش و ساخت آن طول کشید و تجربه بزرگی نه تنها برای من که برای سینمای ایران بود. چون آدم‌های صاحب‌نام بسیاری از جاهای مختلف جمع شده بودند تا این پروژه شکل بگیرد  اما من می‌خواهم از سی سال کار برای شما بگویم. شمایی که شاید امروز من را ببیند و بودجه‌ای که برای کارهای من گذاشته شده و مثل برخی افراد من را از لحاظ مختلف سیاسی و عقیدتی قضاوت کنید.»

کارگردان «بچه‌های آسمان» گفت: «اولین فیلم بلند من، «بدوک» در سال ۱۹۹۱ در منطقه سیستان و بلوچستان ساخته شد و من تا قبل از آن تجربه دو سه فیلم کوتاه مستند را داشتم. زمانی که به تهیه‌کننده کارم درباره این فیلم گفتم اصلا برایش قصه جذاب نبود و پیشنهاد داد من دنبال ساخت مستند را بگیرم اما من دیگر فکر نمی‌کردم می‌توانم با مستند حرف‌هایم را بزنم و می‌خواستم حرف خودم را در قالب فیلم داستانی بگویم.»

او ادامه داد: «به هر حال آنها به من اعتماد نمی‌کردند و بعد از مدتی بحث و گفت‌و‌گو تنها راضی شدند اگر این فیلم با نصف هزینه روز فیلم‌ها ساخته می‌شود من را همراهی کنند. من هم پذیرفتم و اگر فیلمی آن روزها با ۳ هزار دلار ساخته می‌شد ما با ۱۵۰۰ دلار شروع کردیم و دوستانمان را برای ساخت دور هم جمع کردیم و به منطقه سیستان و بلوچستان رفتیم.»

این کارگردان افزود: «ما در فیلم احتیاج به مغازه‌ای داشتیم که در آن پارچه و سیگار بفروشند اما امکان تهیه حتی پارچه و سیگارها را هم نداشتیم و دست آخر به این جا رسیدیم که به صورت امانی سیگارها و پارچه‌ها را از مرکزی که کالاهای قاچاق داشتند، بگیریم و کار را شروع کردیم اما شرایط آب‌و‌هوایی به قدری سخت بود که نتوانستیم طبق برنامه پیش برویم  و مشکلات مالی هم پروسه را متوقف کرد. تا جایی که یک روز تهیه‌کننده آمد و گفت: مجید دیگه حتی یک قرون هم نداریم.»

مجیدی گفت: «هر چقدر فکر کردیم به هیچ نتیجه‌ای نرسیدیم تا اینکه من دیدم تنها چیزی که داریم جعبه سیگارهاست و به تهیه‌کننده که گفتم برق از سرش پرید که من امضا و تعهد دادم اما آخر سر مجبور شدیم این کار را بکنیم و حتی برای اینکه پول بیشتری دستمان بیاید به جای کارتنی و باکس باکس فروختن، بسته‌ای سیگارها را با بقیه بچه‌ها فروختیم و بقیه فیلم را ساختیم. اما بازهم به بن‌بست خوردیم و برای اینکه بفهمیم چه کاری از ما برمی‌آید، پروژه برای دو ماه تعطیل شد. من از ترس اینکه بازیگرهای فیلم را از دست بدهم، سه پسر افغان و پاکستانی را با خودم به تهران آوردم و مثل گربه‌ها آنها را  از این خانه به خانه می‌بردم تا بالاخره شرایطی شد و فیلم را تمام کردیم. فیلمی که در جشنوراه فجر چند جایزه هم گرفت و حتی در انتخاب کارگردان‌های کن هم بود و خستگی را از تن ما بیرون آورد.»

ادامه دارد…

لینک کوتاه: https://www.fajriff.com/fa/1ch1C

تمامی حقوق برای جشنواره جهانی فیلم فجر FIff © محفوظ می‌باشد.
2020 - 1982