یادداشت فرهاد توحیدی بر فیلم «بی نام و نشان»/ شوخی با فقر

یادداشت فرهاد توحیدی بر فیلم «بی نام و نشان»/ شوخی با فقر

فرهاد توحیدی فیلمنامه نویس مطرح ایرانی در یادداشتی به فیلم «بی نام و نشان» پرداخته است. این فیلم در جشنواره جهانی فیلم فجر به نمایش در آمده است.

 

به گزارش ستاد خبری سی و پنجمین جشنواره جهانی فیلم فجر، متن کامل این یادداشت را می توانید در ادامه بخوانید:

حدود ده سال پیش، در سفری چند روزه به ابوظبی و دوبی، نیمه شبی از ابوظبی به محل اقامتم در دوبی بازگشتم. سخت گرسنه بودم. رستورانها و فست فودها بسته بودند. دوروبر هتل چرخی زدم. همه جا تعطیل بود. تنها چراغ دکان یک دهنه ای روشن بود، به سمت دکان رفتم. یک غذاخوری خیلی معمولی پاکستانی بود. سر و وضع مغازه ترغیب کننده نبود.

اما مغازه پر از مشتری بود. مشتری هایی که تازه از کار شبانه فارغ شده بودند. پشت میزی نشستم، که چند مشتری دیگر پیش از من نشسته بودند. یک پاکستانی و سه بنگلادشی که معلوم شد در دوبی کارگر ساختمانی هستند. تا غذایی که سفارش داده بودم آماده شود سر صحبت را باز کردیم. هر چهار نفر در کارگاهی با هم همکار بودند. و در خانه ای با هشت نفر دیگر زندگی می کردند تا هزینه هایشان پایین بیاید. شب کاری می کردند تا حقوق بیشتری بگیرند و پول بیشتری برای خانواده های شان بفرستند. آن شب هم غذای خوشمزه ای خوردم، هم معاشرت دلچسبی داشتم. دیدن فیلم «بی نام و نشان » توقیر احمد مرا به یاد دیدار دوستان یک شبه ی بنگلادشی ام انداخت، راستش اطلاعات من یکی از تاریخ و جغرافیا و هنر و ادبیات جهان غرب خیلی بیشتر از همسایگانمان از پاکستان و افغانستان بگیرید تا همسایگان کمی دورترمان مثل بنگلادش است. مثلا اطلاعاتم از سینمای بنگلادش چیزی است در حد صفر. نمی دانستم سینمای قابل توجهی دارند یا نه. اما اگر اشتباه نکنم_ «بی نام و نشان » نمی تواند اتفاقی نادر باشد. موضوع فیلم توقیر احمد درباره مرگ یکی از همین ده میلیون کارگر مهاجر بنگلادشی است.

که در خارج از کشور مشغول به کارند. اما برخلاف انتظار با فیلم تلخی روبرو نیستیم. خبر مرگ اسیر الدین همان قدر که برای پدر و مادر و همسر و فرزند او مهم است، برای دختر زیبایی که در ده …. زندگی می کند نیز مهم است. دختری که قرار است به شکل صوری با اسیر الدین ازدواج کند تا بتواند به خاورمیانه مهاجرت کند. مهاجرت و کار در خاورمیانه_ و عمدتا کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس، شیرین ترین رویای مردمی است که در جستجوی زندگی بهتر، ترک دیار می کنند. مرگ اسیر الدین برای دلالِ زبان بازی که اسیرالدین را با پاسپورت وهاب، پسر شیخ حکیم، از بزرگان روستایی دیگر به خارج فرستاده نیز دردسرساز است. پلیس گمان می کند وهاب مرده است؛ در حالی که شیخ حکیم می گوید پسرش در رُم است و به تازگی با او حرف زده است…

«بی نام و نشان » با زبانی طنزآمیز درباره فقر، بیکاری، مهاجرت، دلالی، فسادِ دامن گیر از صدر تا ذیل، دیوان سالاریِ ویران کننده ی دولتی، در وجه عام تر پدیده ی «بیشعوری » با تعبیر خاویر کرفتیِ آن و صد البته درباره کرامت انسانی گفتگو می کند. می شود درباره هویت و نام کسی اشتباه کرد. می شود برای کسی نام دیگری اختیار کرد. می شود در مورد مذهب او در شک و گمان بود. این که مسلمان است، هندو است، مسیحی، یهودی، و یا لامذهب. اما تنها در یک چیز نمی توان شک کرد: در انسانیت انسان. این عقیده پدر دردمندِ فقیری است که تنها پسرش را از دست داده است. «بی نام و نشان » دریچه خوبی است برای آشنایی با مردم و جامعه و سینمایی که تقریبا نمی شناسیمش.

لینک کوتاه: https://www.fajriff.com/fa/ZE1D3

تمامی حقوق برای جشنواره جهانی فیلم فجر FIff © محفوظ می‌باشد.
2019 - 1982