یادداشت محمدرضا دلپاک بر فیلم «راه کوروساوا»/ از K به K

یادداشت محمدرضا دلپاک بر فیلم «راه کوروساوا»/ از K به K

محمدرضا دلپاک صداگذار برجسته سینمای ایران در یادداشتی به فیلم «راه کوروساوا» پرداخته است.

 

به گزارش سی و پنجمین جشنواره جهانی فیلم فجر، متن کامل این یادداشت را در ادامه می توانید بخوانید:

 

سینمای ژاپن در آسیا و جهان اهمیت ویژه ای دارد و فیلمسازان آن از کوروساوا تا بزرگان انیمیشن مانند میازاکی تاثیر بسزایی در سینمای دنیا دارند و نام سینمای ژاپن را پرآوازه کرده اند. آزادی به دست آمده پس از پایان جنگ جهانی دوم به چهره های متفاوتی در سینمای ژاپن فرصت ظهور داد. از آکیرا کوروساوا که با فرمی خاص طبیعت انسانی را کاوش کرد گرفته تا اوزو و میزوگوچی، فیلمسازان پیش از جنگ که به شکلی زیبایی شناسی آن برهه را در دوره ی پس از جنگ زنده نگه داشتند. در ایران و در سال های نه چندان دور برای علاقه مندان سینما و به خصوص سینمای ژاپن نیز فرصتی فراهم شد تا بیشتر با آثار وی آشنا شوند.

من به واسطه علاقه مندی و آشنایی که با سینما و با فیلمسازی کوروساوا دارم، می توانم بگویم کارهای او از نظر اجتماعی، عاطفی و زیبایی شناسی به سینمای ایران بسیار نزدیک است. اما نکته حائزاهمیت در این فیلم آشنایی با لایه های زیرین افکار کوروساوا از دیدگاه فیلمسازان بزرگ و تاثیرگذاری مانند برناردو برتولوچی، عباس کیارستمی، مارتین اسکورسیزی، آلخاندرو ایناریتو و … است. یکی از جذابیت های این فیلم برای من در این است که در واقع این افراد، فیلمسازان مورد علاقه من هستند و دیدگاه هر یک از آنها برایم بسیار مهم است. این را هم اضافه کنم که دیدن برتولوچی نشسته بر صندلی چرخدار برایم بسیار ناراحت کننده بود. این فیلم بهانه ای است برای مخاطب که نه تنها با کوروساوا آشنا شود، بلکه با نگاه فیلمسازان دیگری که هر یک در سینمای جهان جریان ساز هستند، مواجه خواهد شد. به این معنی که در بخشی از این فیلم نیز هم اشاره می شود سینمای کوروساوا اتصال بین فرهنگ هاست.

راشومون نقطه عطف دوران فیلمسازی کوروساواست، این فیلم، اولین فیلمی بود که کوروساوا و سینمای ژاپن را به مخاطبان غربی شناساند و توانست شیر طلایی جشنواره ونیز را در سال ۱۹۵۱ از آن خود کند. در بخشی از این مستند استاد عباس کیارستمی می گوید: «کوروساوا، ورزش را بهانه ای برای سفر درونی قهرمان فیلمش قرار داده است، در صحنه های مبارزه، حرکات هر دو نفر عینا تکرار می شوند و ما به عنوان بیننده، نتیجه مبارزه را نه در میان دو جنگجو، بلکه در چهره تماشاگران مبارزه آنها می بینیم.»

نکته قابل توجه و مهمی که در فیلم‌های این فیلمساز بزرگ به چشم می خورد؛ تنوع لوکیشن ها و صداهاست که فیلم‌ها را از یکنواختی خارج می کند. استفاده از صداهای خارج از قاب تصویر (Off-screen sound)، برای من صداهایی را نگاهی به فیلم  «راه کوروساوا» نمایش های ویژه تداعی می کنند که به واسطه آنها می توان تصاویر جدیدی را که فقط از این طریق قابل حس کردن هستند، دید. به گمان من کوروساوا برای فیلم‌هایش فیلمنامه ای صوتی هم داشته است، به این معنی که به همان اندازه که به تصویر اهمیت می داده، صدا نیز برایش از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است و این اهمیت به خوبی در تمام کارهایش دیده می شود. در واقع صدا برای او به مثابه ارزش افزوده به سینماست، به عبارت دیگر این ارزش افزوده یعنی، ارزش مازادی که صدا بدون تصویر و تصویر بدون صدا هرگز نمی توانسته داشته باشد، به ویژه در فیلم‌های سبک سامورایی او که با بافت دراماتیک قوی، طنز هوشمندانه، ریتم تند، نوآوری های تکنیکی، فضاسازی و نورپردازی و صداسازی فوق العاده ارائه شده اند. البته ذکر نکته ضروی است که برای استاد عباس کیارستمی صدا نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است و در

آثارش آگاهانه از این نوع صدا یعنی صدای خارج از قاب تصویر(Off-screen sound) استفاده می کند. از آنجا که گوش ما ۳۶۰ درجه می شود و چشم ۱۸۰ درجه می بیند. در واقع تصویر یک امر حاضر است و صدا یک امر غایب، به این معنی که تصویر بدون قاب معنی ندارد ولی صدا بدون قاب معنی می یابد و این ویژگی صداست. از آنجا که تصویر با قاب بندی هویت پیدا می کند اما صدا به دلیل ماهیت خود، در فیلم جاری و ساری است.

شینیا تسوکاموتو درباره تاثیر صدای فیلم هفت سامورایی به این نکته اشاره می کند : « انگار صداهای فیلم را از پشت سرم می شنیدم چون درجانم نفوذ می کردند، چنین تاثیرگذاری آرزوی هر فیلمسازی است. » میازاکی نیز با اشاره به این فیلم و ذکر این نکته که فیلم‌های کوروساوا را به شدت دوست دارد، می گوید: «در فیلم هفت سامورایی نمی دانم این نوع شورش را واقعا دوست داشته یا نه اما وقتی ضربه ها وارد می شوند، صداهایی که می شنویم غافلگیرکننده اند، هر بار انگار اولین ضربه است. »

در سینمای کوروساوا دو نکته حائزاهمیت است؛ یکی انسجام درونی بافت داستان و دیگری استحکام تکنیکی اثر. از آنجایی که خودش هم با نقاشی آشنایی داشت و همچنین نویسند های ماهر بود، به همین دلیل جزئیات فیلمنامه را با چیر هدستی، ریزبینی، نکت هسنجی و توازن دقیق می نوشت و به نوعی آن را تدوین م یکرد. در هر یک از فیلم‌هایش در صحن هآرایی، فضاسازی، هدایت بازیگران و مونتاژ با مهارتی مثال زدنی کار کرد هاست. با تکیه بر این توانای یهاست که کوروساوا به راحتی هم با دست مای ههای تاریخی و حماسی کار م یکند، هم با داستا نهای مرد مپسند و هم با متون دشوار ادبیات جهان.

با آنکه بخش عمده این مستند گفت وگومحور است اما جذابیت آن در این است که هر از فیلم سازان مکنونات قلبی و حسی خود را بیان می کنند. امت از همه مهمتر، شاعرانگی آمیخته در تصاویر و بیان کارگردان این فیلم مستند است که بر مخاطب بیش از همه چیز تاثیر می گذارد و او را به دیدن چندباره آن ترغیب می کند.

در پایان می خواهم بگویم به دلیل سال های دوستی و نزدیکی که با استاد عباس کیارستمی داشتم و همچنین کار طراحی و تدوین صدای پنج فیلم ایشان را انجام دادم، در طی کار، خاطراتی را از دوستی و همکاریش با سینماگران برایم تعریف میکرد؛ از جمله ماجرای نامه نگاری هایی که با کوروساوا داشت که میگفت: «از آنجا که اسم هر دوی ما با K شروع می شود، در نامه ها یکدیگر را «از k به » k خطاب می کنیم. از این رو، به یاد عباس کیارستمی و خاطراتی که از او دارم، این عنوان را برای این یادداشت انتخاب کردم.__

لینک کوتاه: https://www.fajriff.com/fa/nNZiI

تمامی حقوق برای جشنواره جهانی فیلم فجر FIff © محفوظ می‌باشد.
2019 - 1982