اولین تجربه برگزاری جشنواره جهانی فیلم فجر در جایی غیر از تهران ،از چند منظر قابل بررسی است .سعی میکنم در این گزارش تحلیلی که با بررسی چند فیلم مهم جشنواره پایان مییابد، توضیح بدهم که چرا برگزاری مستقل جشنواره جهانی فیلم فجر مهم است.چرا برگزاری آن در شیراز انتخاب فکر شدهای بود. آیا رویکرد شاعرانه مورد نظر جشنواره در فیلمهای انتخاب شده مشهود بود ؟آیا فیلمهای انتخاب شده توانستند برای جشنواره اعتبار کسب کنند و چند موضوع و اشاره دیگر.
بعد از آنکه جشنواره جهانی فیلم فجر پس از چند دوره برگزاری مستقل ،دوباره به جشنواره فیلم فجر پیوست ، عملاً همان معدود فیلم هایی که با مشکلات فراوان انتخاب شده و در جدول برنامهها قرار گرفته بودند ، کاملاً تحت شعاع فیلمهای بخش ملی جشنواره قرار گرفته و دیده نشدند و بالتبع برنامههای جنبی آن هم سرنوشت مشابهی داشتند .برگزاری جشنواره جهانی فیلم در ایران کار آسانی نیست ؛این را همه میدانند .طبیعی است که نباید انتظار داشته باشیم در شرایط کنونی ، صاحبان جدید ترین آثار برتر سینمای جهان برای نمایش فیلمشان در جشنوارهای سینمایی که در ایران برگزار میشود، صف بکشند و بیچون و چرا شرایط ما را بپذیرند .به همین دلیل هم در اغلب دورههای برگزاری جشنواره جهانی فیلم فجر در چند دهه اخیر، تمرکز جشنواره روی مرور آثار سینمای آسیا و نمایش چندین فیلم مهجور اما مستقل اروپایی بوده است. مشکل انتخاب فیلم مناسب و حتی دعوت از سینماگران شاخص خارجی را همیشه داشته ایم و با آن کنار آمدهایم ولی آیا همه اینها میتواند دلیل موجهی برای جدی نگرفتن جشنواره جهانی و اصرار بر ضرورت مستقل نبودن آن باشد.
بارها به این نکته اشاره و امسال در نشست خبری جشنواره آن را تکرار کردم که جشنواره جهانی فیلم فجر میتواند در کنار تلاش برای نمایش آثار مهم مستقل اروپایی و به ویژه اروپای شرقی و معرفی آن ها به علاقه مندان سینما نقشی در شناساندن استعدادهای روز سینما که به هر دلیلی مهجور ماندهاند داشته باشد و عملاً نقش حامی جریانهای مستقل سینمایی را ایفا کند. برای سینمای آسیا هم به ویژه در دهه اخیر اتفاقهای خوبی افتاده است که جشنواره جهانی فیلم فجر میتواند آن ها را رصد کند . سینمای ژاپن، روسیه، ترکیه و … همیشه حرفهایی برای گفتن داشته اند ولی نکته مهم اینجاست که باید حتماً ارادهای برای انتخاب بهترین آثار سینمای آسیا وجود داشته باشد و حساسیتهای بیشتری در انتخاب آثار واجد شرایط شرکت در یک جشنواره مهم بین المللی داشته باشیم. هر وقت به واسطه حضور افراد آگاه و خبره در ساختار جشنواره انتخابهایمان به جا و شایسته بوده ، کیفیت آثار جشنواره جهانی فیلم فجر ارتقا یافته و جدی گرفته شده است و هرگاه فقط به آنچه که ارسال شده و در دسترس بوده اکتفا کردهایم ، شاهد برگزاری جشنوارهای کم رمق و بیرونق بودهایم . بنابراین هیچ وقت معتقد نبوده و نیستم که به رغم همه مشکلات و محدودیتها ، دستمان برای برپایی جشنواره ای مهم و جدی در اندازههای بینالمللی کاملاً بسته بوده است . اگر دغدغه برگزارکنندگان جشنواره انتخاب بهترینها از میان همه آثار موجود و در دسترس باشد ، بدون تردید مخاطبان جشنواره با رضایتمندی چشمگیری برنامهها و آثار نمایش داده شده در آن را دنبال میکنند .
مهمانان خارجی جشنواره جهانی نیز همواره یکی از ملاکهای ارزیابی کیفی آن در دورههای مختلف بوده است .در اینجا نقش دبیر جشنواره و دستیارانش و تواناییهای ایشان در برقراری تعامل با فیلمسازان و تهیه کنندگان سینما تعیین کننده است. هستند سینماگران سرشناسی که شاید تمایلی به حضور در یک رویداد سینمایی بینالمللی در یک کشور خارجی نداشته باشند و صرفاً به دلیل روابط دوستانه و تعامل با دبیر جشنواره به حضور در آن رضایت میدهند که البته اتفاق عجیبی هم نیست .در دورههای برگزاری مستقل جشنواره جهانی به ویژه زمان هایی که رضا میرکریمی دبیری جشنواره را به عهده داشت ، حاصل تعامل دبیر با برخی از سینماگران سرشناس را به عینه دیدهایم . حضور میرکریمی در چندین جشنواره مهم بینالمللی و تلاش او برای برگزاری ارتباط با بدنه سینمای کشورهایی که امکان تعامل ویژه با آن ها فراهم بوده ، کمک حال او در برپایی یک جشنواره جهانی بینالمللی مهم و آبرومند در ایران بوده است .حضور او در مراسم پایانی چهل و سومین جشنواره جهانی فیلم فجر در شیراز به خودی خود گویای این واقعیت مهم بود که باید از همه ظرفیتهای موجود برای انتقال تجربه و رفع کم و کاستیهای برپایی جشنواره ای معتبرو جدی بهره گرفت .
بر پایی مستقل جشنواره جهانی با رعایت اصل تلاش برای نمایش بهترینهای سینمای مستقل که تعدادشان هم کم نیست و نمونههایی از آن را در جشنواره جهانی امسال هم دیدیم ، یک ضرورت است و پاک کردن صورت مساله به بهانه نابسامانی شرایط موجود و بی میلی جهانی به حضور در یک رویداد فرهنگی که در ایران برگزار میشود، اشتباه محاسباتی عده ای است که فاقد رویکردی آینده نگر هستند.
آغاز تمرکز زدایی
تلاش برای تمرکز زدایی از برپایی رویدادهای مهم فرهنگی هنری اتفاق مهمی است که نباید با برگزاری جشنواره جهانی فیلم فجر در شیراز پایان یافته تلقی شود .این، تازه آغاز راهی البته دشوار برای استفاده از قابلیت های سرزمینی ایران برای جذب علاقه مندان فرهنگ و هنر در عرصه های داخلی و خارجی است. شیراز به واسطه قابلیتهای فراوان فرهنگی هنری و تاریخی ، هم اکنون در عرصه جهان نامی شناخته شده و جذاب است. بر پایی مستقل جشنواره جهانی فیلم فجر پس از یک دوره فترت در شهر شیراز میتوانست به جذابیتهای حضور در این رویداد سینمایی به ویژه برای سینماگران و مهمانان خارجی اضافه کند .ضمن اینکه بر پایی جشنواره در قرارگاه بزرگ شعر و ادب ایران ، زمینه تمرکز بر رویکرد شاعرانه آثار را به عنوان یکی از هدف گذاریهای جشنواره جهانی مطرح کرد .

جشنواره جهانی فیلم فجر امسال در شرایطی اولین حضورش را در شیراز تجربه میکرد که شرایط سیاسی و اقتصادی حاکم بر فضای کنونی کشور ، این گمانه زنی را به دنبال داشت که بسیاری از سینماگران مطرح داخلی و خارجی رغبتی به شرکت در آن نداشته باشند و حتی بر گزاری آن در شهر شیراز هم نتواند جذابیت ویژهای برای ایشان داشته باشد .ولی با این همه تعدادی فیلم از اروپای شرقی و کشورهای آسیایی در بخشهای مختلف جشنواره عرضه شد که برخی از آن ها در زمره آثار برتر سینمای کشورهای سازنده قرار داشتند .در بخشهای رقابتی جشنواره شامل مسابقه بینالملل ،چشم انداز ، زیتون شکسته و جلوه گاه شرق، آثاری از کشورهای رومانی، ایتالیا، ترکیه، قرقیزستان ،یونان، مجارستان ،روسیه، چک، بلغارستان، آرژانتین، چین، اندونزی ،مالزی، تاجیکستان تونس، ازبکستان ، صربستان ، کاناداو… به نمایش درآمدند که برخی از آن ها محصول مشترک ایران و چند کشور دیگر بودند .لازم است در همین جا به نکتهای اشاره کنم .متاسفانه گویا به دلیل محدودیتهای سالن و زمان برگزاری جشنواره، برنامههای جدول نمایش به گونهای طراحی شده بود که گاهی اوقات دو یا سه فیلم بخش بین الملل همزمان نمایش داده شدند وتکرار هم نداشتند. به همین دلیل نگارنده که بیشتر با هدف تماشا و تحلیل آثار بخش مسابقه بینالمللی در جشنواره شرکت کرده بود ، از بین ۱۶ فیلم مسابقه بینالملل فقط موفق به تماشای ۱۱ فیلم شد و به همین نسبت تعداد زیادی از فیلمهای بخش جلوه گاه شرق و چشم انداز را هم از دست داد. ولی بر اساس آنچه که دیده شد و جستجو در مشخصات آثار دیده نشده میتوان به این نتیجه رسید که جشنواره چهل و سوم به رغم همه محدودیتها و مشکلات فراروی برگزارکنندگان ، به لحاظ کیفیت آثار به ویژه در بخش مسابقه بینالمللی توانست تعدادی از آثار مطرح سینمای آسیا را در کنار چند اثر مستقل سینمای اروپای شرقی در جدول نمایش خود بگنجاند که در پایان این گزارش نگاهی اجمالی به آن ها خواهیم داشت .فعلا تا همین حد بدانید که به رغم تحلیل های ارایه شده توسط کسانی که با آثار عرضه شده در جشنواره آشنایی نداشتند و صرفاً به دنبال نامهای آشنا و سرشناس بودند ، در جشنواره جهانی امسال چند فیلم مهم و درخور تامل از جمله «به من نگاه کن »اثر «ولادیمیرگراماتیکوف »،« درس آموخته» از سینمای مجارستان ، «ساخت اتحادیه اروپا» محصول مشترک بلغارستان و آلمان،« مارس تا می» فیلمی از سینمای چک ،« تل هیزم »اثر مهمی از سینمای هند و «رودخانه باز میگردد »فیلم تحسین شدهای از سینمای ژاپن، «جایی که درناها میرقصند» از سینمای روسیه ، «ریورستون» از سریلانکا و« رحم با سیمه» از کانادا به نمایش درآمدند. باآنکه اغلب این آثار رویکردی هنری و شاعرانه داشتند و هدفشان جذب مخاطب عام نبود، اغلب مخاطبان جشنواره که با خرید بلیط وارد سالن نمایش میشدند ،با بیشتر آن ها ارتباط برقرار کرده و در زمان نمایش فیلمی مانند به من نگاه کن ، ظرفیت سالن ۲۵۷ نفره جشنواره تقریباً پر شده بود.
حضور پر حاشیه «جیلان»
در میان مهمانان خارجی جشنواره «نوری بیگله جیلان»کارگردان سرشناس سینمای ترکیه و برنده نخل طلای کن به عنوان رئیس هیات داوران حضور داشت که اتفاق مهم و درخور توجهی بود .رویدادی که اگرچه متاسفانه با حاشیههای غیر سینمایی همراه شد و مستر کلاس و نشست پیش بینی شده برای این سینماگر برجسته برگزار نشد ، ولی با این همه حضور او در جشنواره و داوری آثار باعث شد که توجه بین المللی به برپایی جشنواره ای جهانی در شیراز جلب شود.البته فراموش نمیکنیم که حضور جیلان در جشنواره امسال میتوانست برنامهریزی شده تر و کاربردیتر باشد و با وجود حاشیههای پررنگ تر از متن این حضور و رسانهای شدن آن ، همچنان می شد از او توقع بیشتری داشت تا لااقل مستر کلاس او برگزار شود.اگرچه بر پایی نشست خبری با حضور او هم مطالبهای به حق از سوی اهالی رسانه بود که متاسفانه آن هم محقق نشد.البته سوای از حواشی به وجود آمده پیرامون حضور نوری بیگله جیلان در جشنواره جهانی امسال ، نباید فراموش کرد که در هر حال این اتفاق رخ داده و جشنواره جهانی توانسته یکی از چهره های مطرح سینمای شاعرانه جهان را برای حضور در این رویداد بینالمللی سینمایی متقاعد کند. همچنان که حضور مهمانان دیگری از کشورهای مختلف در قالب داور، دستاندرکاران تولید فیلمها و غیره نشان از زنده بودن حرکتی بود که میتوانست و توانست در شرایط فعلی نام سینمای ایران را در برخی محافل سینمایی جهان و همچنین نشریات تخصصی از جمله ورایتی مطرح کند.
بازار فیلم؛ مرکز دیدارها

اگرچه بازار فیلم جشنواره جهانی فیلم ، در دو روز اول برگزاری جشنواره هنوز سر و شکل واقعی خودش را پیدا نکرده بود ، مسئولان غرفهها از روز دوم به بعد کم کم در جایگاه خودشان مستقر شدند و به نصب پوستر فیلمها و نمایش نمونه آثار پرداختند ، ولی تا میانه جشنواره یکی از مراکز مهم دیدار و گفتگوی تولیدکنندگان و تهیه کنندگان ایرانی و خارجی حاضر ، همین بازار بود که در فضایی چسبیده به سالنهای نمایش فیلم قرار داشت .نمایش چند فیلم محصول مشترک ایران و کشورهای دیگر در جشنواره امسال و ادامه این روند وبرنامهریزی برای آن در قالب گپ و گفتهای جاری در فضای بازار فیلم ، نشان از آغاز تلاشی جدی برای همکاری سینمایی ایران و سینماگران کشورهای منطقه داشت.. اتفاقی که میتوان نتایج آن را در جشنواره جهانی فیلم آینده رصد کرد وبه ارزیابی آن پرداخت. بر پایی نشست بررسی همکاریهای سینمایی با حضور مسئولان فرهنگی سینمای ایران و ۱۵ کشور جهان در جشنواره امسال فرصت مغتنمی بود که امیدوارم صرفاً در برپایی یک نشست خلاصه نشود و شاهد تاثیر کاربردی آن در روند رو به رشد تولید مشترک در سینمای ایران باشیم .
برنامه های جنبی ، موفق و برنامه ریزی شده

یکی از دغدغه های همیشگی نگارنده در بررسی کیفی برگزاری جشنواره های سینمایی در ایران ، برنامههای جنبی آن ها و به ویژه برپایی جلسات نقد و بررسی فیلمها و همچنین بر پایه کارگاهها و نشستهای تخصصی بوده است که در نشست خبری جشنواره امسال هم مطرح شد و دبیر جشنواره اطمینان داد که برای برپایی این جلسات و نشستها ، برنامهریزی شده است. برپایی نشستهایی با موضوع هوش مصنوعی ،سینمای شاعرانه و غیره ، توانست ضمن پرداختن به مسائل مبتلا به و روز سینمای جهان ، ا شاره عمیقی هم به رویکرد جشنواره امسال داشته باشد ؛ رویکردی که اگرچه در همه فیلمهای انتخاب شده در جشنواره مشهود نبود ولی توانست نقطه آغازی برای جدی تر گرفتن شاعرانگی در سینما و به همین نسبت تحلیل آن در ساختار سینمای هنری و تجربی امروز باشد .
نمایش کمرنگ سینمای ایران در بخش بینالملل
تنها سه فیلم ایرانی در بخش مسابقه بینالمللی جشنواره امسال به نمایش درآمدند و هیچ یک از جوایز این بخش را هم دریافت نکردند .در بخش بررسی فیلمهای بخش مسابقه بین الملل به این فیلمها و دلایل ناکامی آنان خواهیم پرداخت ولی واقعیت این است که سینمای ایران حرف چندانی برای گفتن در عرصه رقابت بینالمللی جشنواره جهانی فیلم فجر امسال نداشت و این سه اثر انتخاب شده و به نمایش درآمده به ویژه فیلم «زمانی در ابدیت »نمایندگان شایستهای برای سینمای ایران با نظر گرفتن رویکرد ویژه جشنواره نبودند . این در حالی است که که در دوره های قبلی برگزاری مستقل جشنواره جهانی شاهد نمایش آثار مهم و شاخص ایرانی در بخش رقابتی جشنواره بودیم.شاید در مجالی دیگرنگاه مفصل تر و عمیق تری به این موضوع داشته باشیم چرا که اگر قرار باشد جشنواره جهانی فیلم فجر به روند برگزاری مستقل وآبرومند خود ادامه دهد ، باید بتواند جایگاه درخوری برای نمایش آثار برگزیده ایرانی در رقابت با آثار خارجی نمایش داده شده در جشنواره باشد .
جای خالی منتقدان
همواره معتقد بوده و هستم که در میان مهمانان جشنواره جهانی فیلم فجر باید جایگاه ویژهای برای منتقدان سرشناس و پرکار داخلی و خارجی در نظر گرفت . حضور منتقدان با تجربه رسانههای مهم خارجی در جشنواره جهانی میتواند نقش موثری در معرفی این جشنواره و آثار نمایش داده شده به محافل سینمایی جهان داشته باشد. همچنان که حضور منتقدان ایرانی هم میتواند بازتاب چشمگیری در رسانههای داخلی داشته و به ارتقای کیفی سینمای ایران کمک کند
نگاهی به چند فیلم بخش مسابقه بین الملل
به من نگاه کن
«به من نگاه کن »تازهترین اثر« ولادیمیر گراماتیکوف » کارگردان سرشناس سینمای روسیه یکی از چند اثر شاخص نمایش داده شده در بخش بین الملل به جشنواره جهانی فیلم فجر بود که با استقبال چشمگیر مخاطبان هم روبرو شد. درامی تاریخی و جذاب از سفر اودیسه وار یک خانواده در قطار باری برای یافتن نشانی از پدر گمشده در مسکو در سالهای اوج استقرار حکومت استالینی در اتحاد جماهیر شوروی.
نینا یک خواننده سابق اپرا ، به بهانه حمل یک ابزار مهم ساخته ژاپن و همراهی آن تا مسکو ، یکی از واگنهای قطاری باری را به خانه ای کوچک تبدیل کرده است . در مسیر رسیدن قطار باری به مسکو ، خانواده نینا با مخاطرات بسیاری روبرو میشوند. این فیلم تصویری واقعی از فداکاری زنی برای محافظت از فرزندان و رسیدن به مقصد ارائه میکند .ویژگی مهم فیلمنامه اثر که به درستی جایزه بهترین فیلمنامه را از آن خود کرد ، تلاش فیلمنامه نویسان برای ارائه تصویری خاکستری از همه شخصیتهای اصلی اثر است. از نینا مادر خانواده تا افسر مسئولی که در طول سفر سر راه نینا قرار میگیرد و سعی میکند به او نزدیک شود. تا پسر بزرگ که در همین سفر در مییابد که فرزند واقعی خانواده نیست . ساختار کلی روایت در این اثر بر بستر شخصیت پردازی آدمهایی شکل میگیرد که هر یک در جریان سفر طولانی و طاقت فرسا گویی ابعاد مختلف شخصیت خود را در جریان بازخوانی بخشی از تاریخ روسیه نشان میدهند .کارگردانی روان و جسورانه گراماتیکوف مکمل فیلمنامه ای پر نکته است که در جاهایی روایتی شاعرانه از عشق به خانواده و تلاش برای سرپا نگه داشتن آن را هم در خود دارد .
زمانی در ابدیت

« زمانی در ابدیت» ساخته مهدی نوروزیان قرار است اثری تجربی با ساختاری متکی بر رفت و برگشتهای مکرر زمانی و مکانی برای به تصویر کشیدن جلوههایی به ظاهر شاعرانه از تقابل نور و ظلمت باشد .روایتی تلخ از جدایی ناخواسته بین مریم و سعید به عنوان دو دلداده که حالا یکی – مریم- طاقت پذیرفتن واقعیت سفر همیشگی معشوق را ندارد و تا جایی پیش میرود که دریا به عنوان مکانی که سعید را از او گرفته تا داخل خانهاش امتداد مییابد و حتی مردی که همیشه خیس و پر از نشانههایی از دریاست، خودش را با آب دریایی که حالا گاهی خانه مریم را از سقف تا روی زمین میپوشاند، نشان زنی میدهد که قرار نیست مرگ همسر را بپذیرد. بازیهای زمانی و مکانی اثر در نیمه ابتدایی فیلم به رغم ظاهر وهم آلود و سوال برانگیزش نمیتواند فضای ماورایی مورد نظر فیلمساز را برای مخاطب ایجاد کند . چون زاویه نگاه فیلمساز به این مقوله متکی بر اتفاقات ناگهانی و بدون پس زمینه کافی است. به همین دلیل هم تماشاگر ارتباط لازم را با آن برقرار نمیکند . مریم در جریان سفری که پای برادر همسر به عنوان سمبلی از تاریکی مطلق به آن باز میشود، کاملاً وارد فضای خیالی و دنیای ماورایی میشود که قرار است او را از زاویه ای دیگر با واقعیتی که قصد پذیرفتنش را ندارد آشنا کند .در اینجا جلوههای ویژه رایانهای اثر قرار است در ایجاد فضایی برای تقابل خیر و شر، کار فیلمساز برای فضاسازی و تاثیرگذاری را ساده تر کند .اما ساختار غلط فیلمنامه و آدرس نادرستی که به تماشاگر میدهد ، فیلم را بین واقعیت پیرامونی شخصیت مریم و آنچه که در دنیای ذهنی او رخ میدهد سرگردان میکند و این تحیر به مخاطب اثر هم منتقل میشود .نتیجه ، اثری پرهزینه است که نه طرفداران سینمای تجربی و هنری را راضی میکند و نه برای مخاطبان عام سینما اثری جذاب و دوست داشتنی به شمار میآید .
معامله در مرز
«معامله درمرز» اثری متوسط از سینمای امروز قرقیزستان است که با فیلمنامه ای شخصیت محور سعی میکند واقعیتهای یک رویداد مخوف بر پایه فعالیت باندهای قاچاق انسان و مواد مخدر را با تمرکز روی شخصیت یک قاچاقچی مواد مخدر و ساختاری جذاب و پر کشش روایت کند. «آزو »مردی درونگرا که درگیر قاچاق مواد است با دوست صمیمی اش «سمات» حین انتقال مواد مخدر در مرز قزاقستان با دختری که از چنگ قاچاقچیان انسان فرار کرده مواجه میشود .آزو تصمیم میگیرد دختر را نجات دهد حتی به بهانه درگیر شدن با رییس باند قاچاق که او را بابت این تصمیم خطرناک بازخواست میکند. پس از مرگ دختر حین عبور از رودخانه ، آزوکه تصویری از مادرش را در چهره دختر فراری دیده است ، تصمیم میگیرد جنازه او را به خانهاش در روستا برساند. نوعی پرداخت شاعرانه در روایت شجاعت آزو و تصمیمهای فردی اش برای زندگی با وجدان آسوده دیده میشود .اما ساختار کلی اثر قرار است تداعی کننده فضای پراسترس و در گیرانه ای باشد که جایی برای عشق و روایتهای انسانی باقی نمیگذارد .
سرزمین بی پایان
سینمای هنری و شاعرانه یونان تاکنون نمایندگانی در عرصههای جهانی داشته است و حالا «واسیلیس مازومنوس » میخواهد به عنوان یکی از میراث داران این سینما ، سرزمین بیپایان را با تکیه بر روایتی فولکلوریک و افسانه گونه و متاثر از آثار سینماگرانی همچون پاراجانف محملی برای سرودن شعری سینمایی قرار دهد. اما فیلمساز هیچگاه نمیتواند تصویری پذیرفتنی و موثر از روایت افسانههای روستایی ارائه کند چرا که او در عین حال که سعی میکند از ساختار کلاسیک روایت دوری کند ، ناخودآگاه در جاهایی به ویژه در پایانبندی اثر از مسیر یک دست روایت شاعرانه خارج میشود وشخصیتها و به ویژه لازاروس شخصیت اصلی اثر را که حالا میراث دار پدری است که در یک مراسم شکار از پای درآمده، در جایگاه یک از گور برگشته قرار میدهد.
او نمیخوابد
او نمیخوابد ساخته رضا جمالی به عنوان یکی از آثار ایرانی بخش مسابقه بینالمللی جشنواره با انتخاب ساختاری یکدست و روان ، قصه پرغصه ای را روایت میکند .مردی که قادر به خوابیدن نیست ، میشود سنگ صبور آنهایی که غمهای بزرگی زندگیشان را احاطه کرده است . از خانواده فرزند از دست داده در جنگ تا آنهایی که درد انتظار در پشت سیم خاردارهای مرزی بی طاقتشان کرده است.فیلم اما در به تصویر کشیدن واقعیتهای تلخ قومیتی و جداییهای ناشی از مرزبندیهای ناخواسته تا حدودی به بیراهه میرود …

اجازه بدهید قضاوت قطعی درباره اثر را به زمانی موکول کنم که نسخه با زیرنویس فارسی اثر را ببینم .متاسفانه در اتفاقی عجیب ، این فیلم که به زبان آذری ساخته شده است با زیرنویس انگلیسی و بدون زیرنویس فارسی در جشنواره به نمایش درآمد که همین امر موجب خروج اغلب تماشاگران از سالن نمایش شد!
ساخت اتحادیه اروپا
یکی از بهترین آثار سینمایی که تاکنون در باره شیوع اپیدمی کویید ۱۹ در دنیا دیده ام. فیلمی متکی بر شخصیت مقاوم یک زن – ایوا – که کارگر کارخانه تولید لباس در یک شهر کوچک بلغارستان است و به سهل انگاری و ایجاد زمینه برای شیوع کرونا در شهر متهم می شود. تمرکز دوربین متحرک فیلمساز روی شخصیت ، رفتار و منش ایوا به ویژه در برخورد با فرزند جوانش و مردمی که فقط او را مقصر ناکامی های خود می دانند.، رویکردی مستند گونه به اثر بخشیده است و در عین حال ساختار ملودراماتیک قصه را به سویی میبرد که صرفاً شاهد تحریک احساسات مخاطب نباشیم .رفتار جدی و مقتدرانه ایوا در مواجهه با یک کلونی نفرت ، جدیت و وقاری به ساختار کلی اثر بخشیده است که وقتی اتفاقات تلخی یکی پس از دیگری برای ایوا و فرزندش میشو رخ میدهد، شهری کوچک به مثابه شخصیتی مخوف در برابر آنان به زانو در میآید. نقد اجتماعی اثر که سعی شده صرفاً بیانیهای در رد سیستم تکنوکرات حاکم نباشد، در کنار ساختار دراماتیکی که از یک تئوری کلاسیک هم پیروی می کند ، ساخت اتحادیه اروپا را در زمره آثار مهم سی و چهارمین جشنواره جهانی فیلم فجر قرار می دهد.
تل هیزم
اثری مهم و شاعرانه با تصاویری از طبیعت بکر ارتفاعات هیمالیا با روایتی نغز و به یاد ماندنی از زیست یک زوج کهنسال که سال هاست چشم انتظار فرزندی هستند که فقط با نامی از او و نامههای جعل شدهاش به زندگی دشوارشان ادامه داده اند .روستای محل سکونتشان کم کم خالی از سکنه میشود و پیرمرد و پیرزن زمانی به خودشان می آیند که دیگر کسی در اطرافشان باقی نمانده است .فیلم میتوانست کوتاه تر از آنچه که هست باشد و بدون تردید تاثیرگذارتر. ولی در همین ساختار کنونیاش هم ویژگیهایی دارد که آن را از یک اثر مستند – داستانی که میخواهد از لوکیشنهای کم نظیرش برای جلب توجه مخاطب استفاده کند متمایز میسازد .
همراهی دوربین فیلمساز با جزییات زندگی این زوج سالمند و تلاش برای قابل باور ساختن بودن و نبودن آدم های پیرامونشان ضمن ایجاد فضایی رویایی و شاعرانه در بطن یک زندگی به ظاهر آرام و فاقد هیجان ، ساختاری یکدست و تاثیر گذار ایجاد کرده است. عظمت و زیبایی سلسله جبال هیمالیا در کنار تنهایی و مقاومت یک زوج کهنسال که فقط با نام و یاد خود ساخته فرزند از دست رفتهشان به روزهای پایانی زندگی نزدیک میشوند، تضادی دیدنی ایجاد کرده است و بهرهگیری فیلمساز از این فضای جذاب و موثر ، تل هیزم را به یکی از آثار شاخص جشنواره جهانی امسال تبدیل کرده است.
پل
«پل» یکی از تازه ترین آثار سینمای دفاع مقدس حضور موفقی در جشنواره جهانی فیلم فجر نداشت.فیلم ، قرار است پلی بین فضای پشت جبهه و حضور رزمندگان در میدان جنگ ایجاد کند و موسی به عنوان شخصیت اصلی در جستجوی برادر رزمنده ای که مادر مدتهاست از او خبری ندارد ، عازم جبهه میشود .نوزاد مجهول الهویه ای سر راهش قرار میگیرد و بقیه ماجرا.
فیلم در معرفی شخصیت موسی به عنوان جوانی فعال و پیگیر که با پشت سر گذاشتن موانع بسیار خود را به خط مقدم جنگ رسانده موفق است .و جستجوی او برای یافتن برادر با منطق جنگ و آدم های متفاوت درگیر آن همخوانی دارد ولی از جایی که پای داستانکی با مختصات پیدا شدن یک نوزاد بی هویتبه ماجرای اصلی باز می شود فیلم از فضای یکدستی که خلق کرده دور میشود و بین تلاش موسی برای یافتن والدین نوزاد و ایجاد ناگزیر فضایی سرخوشانه و روایت جست و جو برای یافتن برادر فاصله ای ایجاد میشود که هر دو نقطه عطف فیلمنامه را تضعیف میکند.
پل میتوانست با تاکید کمتر روی سرنوشت نوزاد پیدا شده و تمرکز روی دنیای درونی موسی و منطق جستجوهای او در خط مقدم ، در عین حال یکی از آثار درخور تامل سینمای دفاع مقدس در سالهای اخیر هم باشد .
رحم باسیمه
یکی از مهم ترین فیلم های بخش زیتون شکسته جشنواره جهانی امسال.
تمرکز روی تنهایی یک زن مهاجر سوری و تعامل با آدمهایی که در ورای نگاه دلسوزانه و خیرخواهانه خود منافع شخصی را هم لحاظ می کنند و فضایی به وجود می آورند که زن مهاجر به رغم میل باطنی اش با پیشنهاد رحم اجاره ای موافقت کند.اما اتفاق مهمی که در پایان اثر رخ میدهد بیانگر تلاش فیلمنامهنویس و فیلمساز برای ایجاد موقعیتی برای انتخابهای دشوار انسانها در سخت ترین شرایط برای زیست شرافتمندانه است .
التهاب حاکم بر زندگی زن مهاجر و تصمیمهای مهمی که تا برقراری گفتگوی نهایی با همسرش باید بگیرد ، ساختار روایی اثر را به بندهایی از یک مثنوی بلند شبیه میسازد که سرایندهاش به خوبی میداند که سرنوشت شخصیتهای اثرش مثل حرکت ابرها در بعد از ظهر ی طوفانی آبستن حادثههای بسیار است.
منبع: جهان سینما، سیدمحمد سلیمانی