25 کیلومتر بر ساعت

  • سینمایی
  • ۲۰۱۸
  • ۱۱۵ دقیقه
  • آلمان
  • زبان: آلمانی

این فیلم جاده‌ای در مورد دو برادرِ کاملاً متفاوت با یکدیگر است که پس از مرگ پدرشان و بعد از ۲۰ سال همدیگر را ملاقات می‌کنند و تصمیم می‌گیرند آرزوی دیرینه‌شان را عملی کنند؛ سفر به سراسر آلمان با موتورسیکلت و در کنار هم.

کارگردان: مارکوس گولر

نویسنده: اولیور زیگنبالگ

شرکت تولید کننده: 26 بابلزبرگ فیلم، میتاس فیلم، داچ کلمبیا پیکچرز، تراوم‌فابریک بابلزبرگ، پیکچرز این اِ فریم، سانی‌سایدآپ فیلم پروداکشن

وضعیت نمایش: نخستین نمایش در آسیا



نقد فیلم

از سادگی به اوج

آتیلا پسیانی

آتیلا پسیانی

پس از مرگ پدری دو پسر او پس از مدت‌ها با هم روبه‌رو می‌شوند. از اولین لحظات می‌فهمیم که دو برادر روحیات مختلفی دارند. یکی منظم و دیگری بی‌نظم. یکی محافظه‌کار و دیگری جسور. اما با کشف علاقه‌های مشترک کودکی و نوجوانی، نزدیک‌ شدن روح این دو به کودکی و به همدیگر وضوح پیدا می‌کند. نزدیکی و یکی شدنی که منشأ یک سفر پر از کشف و شهود می‌شود. یک آیین معاصر که به وسیله دو مرد، دو برادر، اجرا می‌شود و کمال‌گرایی تا حد اضمحلال پیش می‌رود. فیلم ساده و بی‌تحرک شروع می‌شود و به‌تدریج با تند‌ شدن ریتم به اوج می‌رسد و سپس همراه با ذهنیت شکست‌خورده کاراکترها به ریتم کند اولیه بازمی‌گردد. فیلم کارگردانی خوبی دارد که از مایه‌های رمانتیک استفاده بسیار می‌کند. ولی از رگه‌های طنازی هم بی‌بهره نیست. بازی‌ها قابل قبول هستند. به‌خصوص هر دو برادر. گرچه به نظر می‌آید به خواست کارگردان کمی بیش از لزوم یک بازی واقع‌گرا انرژی می‌گذارند! طراحی لباس در نزدیک ‌شدن به کاراکترها واقعا کاربردی است و ارتباط بین بازیگران و لباس بسیار متناسب است. فیلم‌برداری فیلم ویژگی‌ای ندارد و گویی فقط برای ثبت کار بازیگران تلاش می‌کند. گرچه گاهی نیز جلوه‌های بصری به کمک می‌آید. مانند لحظات بسیار گروتسک آن پدر دیوانه که با تیر و کمان سر به دنبال دو برادر می‌گذارد.

خودشناسی با چاشنی طنز

نسترن مولوی

نسترن مولوی

تحقق نقشه‌ها و رویاهای دوران کودکی در روزگاری که روزمرگی باعث محرومیت آدم‌ها از ارتباط با یکدیگر شده است. فیلمی جاده‌ای از نوع خاص خودش: دو نفر بزرگ‌سال که با وسایلی کودکانه در کنار یکدیگر سفری عجیب را آغاز می‌کنند.
دو برادر در ۴۰ و چند سالگی، پس از سال‌ها در خاک‌سپاری پدر همدیگر را می‌بینند. پس از کمی درگیری با یکدیگر، نقشه‌های کودکی خود را پیدا می‌کنند و تصمیم می‌گیرند به دنبال آرزوهای گم‌شده خود بروند.
استفاده از سفر در مقام عاملی برای خودشناسی و بازگشت به ارزش‌های اخلاقی و خانوادگی بحث تازه‌ای نیست، اما در این فیلم، با شوخ‌طبعی و نکته‌سنجی، سفری دوباره از کودک درون تا امروز دو شخصیت اصلی طرح‌ریزی می‌شود. بازی کودکانه‌ای که باید ۳۰ سال پیش تجربه می‌شد، از انبار خاطرات دور به در می‌آید تا دو شخصیت جذاب را در سفری در نقاطی دیدنی همراه کند و بیننده را مثل آن‌ها از بیهودگی و روزمرگی خلاص کند. نقش‌آفرینی دو بازیگر اصلی (لارس آیدینگر و بیارنه مدل) از نقاط قوت فیلم است. دو بازیگری که برای این فیلم جایزه سالانه ارنست لوبیچ را از آن خود کرده‌اند.

تجربه یک الگوی آشنا

مرتضی فرشباف

مرتضی فرشباف

یک الگوی آشنا: اعضای یک خانواده، بعد از سال‌ها دوری به بهانه‌ مرگ پدر در خانه‌ پدری به هم می‌رسند. این‌جا اعضای خانواده دو برادرند. برادر کوچک (کریستین) جاه‌طلب‌تر، که زندگی گذشته‌اش در آلمان را به ‌فراموشی سپرده و در سنگاپور یک «ماشین پول‌سازی» است، و برادر بزرگ (گئورک) محافظه‌کارتر؛ یک نجار در دهکده‌ کوچک زمان کودکی، که تا لحظه‌ مرگ پیش پدر مانده. دو برادر شب بعد از خاک‌سپاری در خانه‌ پدری جمع می‌شوند. کریستین صبح باید به سنگاپور برگردد. می‌توانی فکر کنی کل فیلم همین شب تا صبح است در همین خانه، ولی چند صحنه بعد که دو برادر سوار موتورگازی‌های قدیمی‌شان می‌شوند که رویای کودکی‌شان را محقق کنند، الگوی آشنای دیگری (سفر منزل به منزل و تحول شخصیت‌ها) پیش رویت قرار می‌گیرد.
تجربه‌ فیلم تماشای همین الگوهای آشناست. «منزل»های مختلف این سفر را، چه در سطح روایی، چه در سطح تصویری و مکانی از پیش می‌شناسیم. موقعیت‌ها طبق انتظار یک به یک بین دو شخصیت اصلی تکرار می‌شود؛ اول کریستین پیش‌برنده‌ سفر است، بعد نوبت گئورک می‌شود. اول گئورک رازی از زندگی‌اش آشکار می‌کند، بعد کریستین. نقطه‌ پایانی سفر را هم از ابتدا (حداقل برای گئورک) می‌دانی: وقتی ساندرا هولر (بازیگر تونی اردمن) را در نقشی فرعی دیده‌ای، می‌دانی فیلم (و گئورک) به او باز خواهد گشت. الگوی دیگری هم هست که به‌تدریج برایمان تعریف می‌شود؛ جمع‌بندی بسیاری صحنه‌ها، تنها به یاری موسیقی پاپ ساندترک ممکن است.
تماشای فیلمی‌ محتاط و محدود به دایره‌ای آشنا، درباره‌ خطر کردن، تغییر و خارج شدن از «حوزه‌ امن» روزمره‌ات می‌تواند بامزه باشد. و بامزه البته خارج شدن از حوزه‌ امن هم هست، آن هم برای فیلمی که سویه‌ جنسی رابطه‌ دو شخصیتش را به حوزه‌ امن رابطه‌ برادرانه کشانده، و رویکردش نسبت به اقلیت‌های قومی (برخورد کریستین با راننده اول فیلم) یا اقلیت‌های جنسی (واکنش کریستین به لاک ‌زدن پسرش)، بیشتر «کلاس‌درسی» است.


‫تــصــاویــر‬


حــضــور بین‌المللـــی

۲۰۱۸: برنده جایزه بهترین فیلم کمدی از مراسم اهدای جوایز ارنست لوبیچ، آلمان


عوامــــــل‬ فیـــــلم

نویسنده: اولیور زیگنبالگ

مدیر فیلمبرداری: فرانک گریبه

تدوینگر: ماتی فالکنبرگ، مارکوس گولر

موسیقی: آندری مِلتیا، پِتر هورن

صدا: کریستوف کوپف، کلمنس بکِر، فیلیپ سلیِر، کریستین بیشهاف

طراح صحنه: مارلن فون هایدنابر

تهیه کننده: مارکوس گولر، اولیور زیگنبالگ

بازیگران: بیارنه مادل، لارس اِیدینگر، ساندرا هولر، فرانکا پوتنته، الکساندرا ماریا لارا، یلا هاسه


کارگردان

مارکوس گولر

مارکوس گولر، کارگردان و تدوین‌گر آلمانی، در تاریخ 29 ژوئن 1969 در مونیخ به دنیا آمده است. «25 کیلومتر بر ساعت» نهمین فیلم گولر است.

تمامی حقوق برای جشنواره جهانی فیلم فجر FIff © محفوظ می‌باشد.
2019 - 1982