استاکر

  • سینمایی
  • ۱۹۷۹
  • ۱۶۲ دقیقه
  • روسیه
  • زبان: روسی

آندری تارکوفسکی درباره «استاکر» می‌گوید: «آن‌چه در این فیلم برای من مهم بود، شناساندنِ آن چیزی از بشر بود که او را از سایر مخلوقات متمایز کرده؛ چیزی بنیادی و تغییرناپذیر، همان چیزی که در روح هر فرد متبلور می‌شود و ارزش‌های او را شکل می‌دهد. اگرچه در ظاهر به ‌نظر می‌رسد برنامه‌های شخصیت‌های اصلی با شکست مواجه شده، اما در حقیقت آن‌ها چیزی در درون خود می‌یابند که بی‌اندازه ارزشمندتر است؛ ایمان، چیزی که از هر موضوعی مهم‌تر و درون هر فردی نهفته است.»

کارگردان: آندری تارکوفسکی

نویسنده: آرکادی استروگاتسکی، بوریس استروگاتسکی

شرکت تولید کننده: موس‌فیلم سینما کانسرن



نقد فیلم

جست و جوی مدام

محمدرضا مقدسیان

محمدرضا مقدسیان

«استاکر» دست‌کم از دو وجه یکی از پخته‌ترین آثار تارکوفسکی است. از یک سو یکی از درونی و شخصی‌ترین آثار اوست و از دیگر سو از منظر تکنیک و شیوه روایت بصری جزو منسجم‌ترین و افتاده‌ترین آثار او تلقی می‌شود. «استاکر» به مثابه مراقبه توامان فیلم‌ساز و مخاطب و تلاش برای حضور در لحظه و سفری درونی است. تارکوفسکی در «استاکر» سراغ سویه‌ای از روان مخاطب می‌رود که در دل زندگی مدرن و سریع و نه‌چندان معطوف به توجهش، مغفول مانده است. تارکوفسکی در «استاکر» در نقش یک بلدراه یا به عبارتی بهتر یک جست‌وجوگر محض ظاهر می‌شود و با حذف برخی عناصر بصری و با تکیه بر داستان و شخصیت‌هایی که انتخاب کرده است، اثری تعاملی را به مخاطبش عرضه می‌کند. در واقع در این اتمسفر این مخاطب و شخصیت‌های درون اثر هستند که به موازات دنیای فیلم را کشف می‌کنند. اما چرا کشف و نه خلق؟ نکته این‌جاست که تارکوفسکی با حذف عمده تصاویری که شخصیت‌های درون اثر به چشم می‌بینند، این فرصت را برای مخاطب ایجاد می‌کند تا با تکیه بر درونیات و دنیای ذهنی خودش اثر را تصور و تصویر کند. اما این تصور کردن بر چه پایه‌ای است؟ بر پایه داشته‌های آشکار و نهانی روانی مخاطب که به فراخور مواجه شدن با صحنه‌های فیلم بروز پیدا می‌کنند و منجر به درک اثر و انگیزه حرکت شخصیت‌ها می‌شود. این‌جاست که فیلم ماهیت مراقبه‌ای می‌یابد. مخاطب خواسته یا ناخواسته در اثر فرصتی که فیلم و فضای آرام و متینش برایش ایجاد می‌کند، فرصتی برای مکث کردن و از درونیات و آرزوهای واقعی و محتویات روانش آگاه‌تر شدن می‌یابد. مگر نه این‌که شخصیت‌های فیلم هم به دنبال کشف راز خانه درون «منطقه» هستند؟ مگر نه این‌که درنهایت آرزوهایی که واقعا دارند و نه آن‌چه فکر می‌کنند آرزوی آن‌هاست، نمایان می‌شود؟ مگر نه این‌که کشف واقعیت درون منجر به خودکشی «خارپشت» شده است؟ این‌جاست که آن‌چه تحت عنوان نه‌چندان قابل فهم و دفاع ریتم کند و الخ مطرح می‌شود، رنگ می‌بازد و این تنها هم‌خوانی ریتم و محتواست که معنا پیدا می‌کند. «استاکر» یکی از مصادیق این هم‌نشینی قاعده‌مند و هم‌راستاست.

با مهر به گذشته بنگر

محسن آزرم

محسن آزرم

مهم‌ترین لحظه‌ زندگی هر آدمی شاید آن لحظه‌ای‌ است که به «عزیزترین و درونی‌ترین» آرزویش می‌رسد. همیشه چیزی هست که بیش از هر چیز رنجش می‌دهد و همیشه حرف زدن از این چیز با دیگرانْ بی‌فایده‌‌ترین کار ممکن است. چگونه می‌شود از چیزی گفت که مایه‌ آزار است و چگونه می‌شود آزاری را که جایی در ذهن آدم جا خوش می‌کند، برای دیگری توضیح داد. اما استاکر، این مرد شوریده بی‌قرارِ نترس، در فیلم آندری تارکوفسکی، لحظه‌ای که همراه نویسنده و استاد روبه‌روی آن اتاق ایستاده، بعد از گفتن این چیزها اضافه می‌کند: «وقتی کسی زندگی گذشته‌اش را پنهانی مرور می‌کند، مهربان‌تر می‌شود.»

همه‌ آن‌چه در «استاکر» (۱۹۷۹) می‌بینیم، شاید تلاشی برای رسیدن به همان لحظه‌ای است که «عزیزترین و درونی‌ترین» آرزو پیش روی آدم قرار می‌گیرد. سفر سخت و جان‌کاه استاکر و نویسنده و استاد برای رسیدن به آن جای عجیبی که نامش را گذاشته‌اند منطقه، بیش از همه یادآور همه‌ آن سختی‌هایی است که آدم‌ها به جان می‌خرند تا به آن‌چه می‌خواهند، آن‌چه در خیال خود دیده‌اند، برسند؛ جایی یا چیزی که حقیقی‌تر از هر چیز واقعی‌ای است که دوروبرمان می‌بینیم. همه‌ راه را آمده‌اند که برسند به منطقه، به اتاقی که در این منطقه است؛ اتاقی که شبیه هر اتاق دیگری است، اما کمی دقیق‌تر که نگاهش کنند، انگار شبیه هیچ اتاق دیگری نیست. مسئله خود اتاق است یا آدم‌هایی که حالا در آستانه‌ این اتاق ایستاده‌اند؟ این سه نفری که حالا این‌جا ایستاده‌اند، همان سه نفری هستند که پیش از سفر بوده‌اند؟ استاکر می‌گوید کافی است روی گذشته تمرکز کنیم تا آن آرزو، بی‌آن‌که به زبان بیاوریمش، پدیدار شود. یاد گذشته افتادن اصلا آسان نیست؛ با مهر به گذشته فکر کردن هم آسان نیست وقتی به یاد بیاوریم این آخرین فیلمی بود که آندری تارکوفسکی در وطنش ساخت و بعد از آن راهی جز تبعید پیش پایش ندید.


‫تــصــاویــر‬


حــضــور بین‌المللـــی

۱۹۸۱: برنده جایزه ویژه منتقدان از اولین جشنواره فیلم تریسته، ایتالیا

۱۹۷۹: برنده جایزه بهترین فیلم معنوی (ملقب به جایزه کلیسای جهانی) از سی‌ودومین جشنواره فیلم کن، فرانسه


عوامــــــل‬ فیـــــلم

نویسنده: آرکادی استروگاتسکی، بوریس استروگاتسکی

مدیر فیلمبرداری: اکساندر کنیاژینسکی

تدوینگر: استپانوف

موسیقی: ادوارد آرتِمیف

صدا: ولادیمیر شارون

تهیه کننده: کارن شاه‌نظروف

بازیگران: الکساندر کایدانووسکی، آناتولی سولونیتسین، نیکولای گرینکو، آلیسا فریندیخ


کارگردان

آندری تارکوفسکی

آندری تارکوفسکی در سال 1932 در شوروی به دنیا آمد. او با ساخت اولین فیلم خود، کودکی ایوان 1962 (، توانست توجهات بین‌المللی را به سوی خود جلب کند؛ فیلمی که توانست جایزه اصلی جشنواره ونیز را دریافت کند. دیگر شاهکارهای او عبارتند از آندری روبلوف (1969)، برنده جایزه فیپرشی جشنواره کن، سولاریس (1971)، آیینه (1975)، استاکر (1979) و ایثار (1986) برنده چهار جایزه از جشنواره کن. او در سال 1986 در پاریس درگذشت.

تمامی حقوق برای جشنواره جهانی فیلم فجر FIff © محفوظ می‌باشد.
2019 - 1982