شکستن همزمان بیست استخوان

  • سینمایی
  • ۲۰۱۸
  • ۸۹ دقیقه
  • افغانستان
  • زبان: فارسی

عظیم، یک پناهنده افغان، که به‌عنوان کارگر شب‌کارِ شهرداری به کار مشغول است، به همراه خانواده‌اش در تهران زندگی می‌کنند. او که به نوعی بزرگِ خانواده محسوب می‌شود، برای برادر کوچکترش، فاروق، و خانواده او برنامه‌ای را ترتیب می‌دهد تا به همراه مادرشان قاچاقی به آلمان فرستاده شوند. اما درست در لحظات آخر، فاروق شرم‌آورانه به عظیم اعلام می‌کند که تصمیمی برای بردن مادرشان به همراه خود، که به شدت به نوه‌های خود وابسته است، ندارد.
عظیم که برآشفته است و احساس تنهایی می‌کند، به‌طور تصادفی درمی‌یابد که مادرش خیلی سریع به پیوند کلیه احتیاج دارد و در غیر این‌صورت 2 ماه دیگر بیشتر زنده نخواهد ماند. او در جستجوهایش برای یافتن یک اهداکننده متوجه می‌شود که ایرانی‌ها از لحاظ قانونی مجاز به اهدای عضو به خارجی‌ها نیستند و خودِ او تنها اهداکننده دردسترس است؛ اگرچه دکترها به‌طور جدی به او توصیه می‌کنند که این کار را انجام ندهد. حالا عظیم باید میان زندگی خود و مادرش یکی را انتخاب کند؛ مادری که عزیزترین فردِ زندگی اوست...

کارگردان: جمشید محمودی

نویسنده: جمشید محمودی

شرکت تولید کننده: نوری پیکچرز

وضعیت نمایش: نخستین نمایش منطقه‌ای



نقد فیلم

فرشته صدرعرفایی

فرشته صدرعرفایی

وطن امن نیست. آزادی نیست. کار نیست. به آینده امیدی نیست. سبک باید رفت. خانواده، دوستان، خاطرات، خانه، کوچه، خیابان، شهر…. وطن را پشت ‌سر جا می‌گذارم. ریشه‌ها را از خاک بیرون می‌کشم تا در جایی دیگر در خاک کنم به امید شاخه‌هایی پربار. سخت است! دشوار است ریشه‌ دواندن در خاک بیگانه. تا تن خاک تو را فرزند خود بداند.

«شکستن هم‌زمان بیست استخوان» ساخته جمشید محمودی همچون دیگر آثار او به‌ زیبایی و درستی به این هجرت و مصایب آن پرداخته است. جدا از بحث ریشه مهاجرت که در مناسبات اقتصاد جهانی قابل توجه است و سود سرشاری که از مهاجرت قانونی و غیرقانونی نصیب سوداگران می‌شود، دسترسی به نیروی کار ارزان و به کار گرفتن آن‌ها در مشاغل سخت هم از منافع به‌دست‌آمده از مهاجرت است.

مهاجرت در مهاجرت و قوانین تبعیض‌آمیز حاکم در ایران نسبت به مهاجران افغان نیز بر این دشواری‌ها می‌افزاید. در شرایط سخت و بغرنج، درماندگی در انتخاب رفتن یا ماندن در سبک‌تر کردن بار، در زندگی کردن یا زندگی بخشیدن در قضاوت دیگری تا خویشتن را در آن موقعیت و آزمون ببینیم. فقر و تنگ‌دستی، ایرانی و افغان نمی‌شناسد، دست‌گیر هم می‌شوند اگر قوانین میانشان فاصله نیندازد.

و مادر وطن که در اندوه فراق فرزندانش در احتضار است.

در ستایش مادر

رضا صائمی

رضا صائمی

برادران محمودی در «شکستن هم‌زمان بیست استخوان» سه‌گانه خود را درباره پناهندگان افغانستانی بعد از دو فیلم «رفتن» و «چند متر مکعب عشق» تکمیل کردند و این‌بار هم قصه خود را در بستر یک دوراهی اخلاقی روایت می‌کنند. پارادوکسی که با سویه‌های قدرتمند عاطفی درهم تنیده شده و نیازمند یک تصمیم‌گیری دشوار اخلاقی است. قصه از این قرار است که عظیم (محسن تنابنده) یک پناهنده افغان است که در شهرداری تهران مشغول به کار است تا بتواند به خانواده، مادر و برادرش فاروق کمک کند تا قاچاقی به آلمان بروند. اما در لحظه آخر فاروق منصرف از بردن مادرشان می‌شود و عظیم نیز متوجه می‌شود مادرشان نیازمند عمل پیوند است. عظیم باید بین جان خودش و مادرش انتخاب کند. بازنمایی این انتخاب خوش‌بختانه دچار سانتی‌مانتالیسم اخلاقی نمی‌شود و با فاصله‌گذاری‌های حسی به‌اندازه به‌خوبی می‌تواند سویه تراژیک آن را در ساختاری دراماتیک صورت‌بندی کند. اگرچه موقعیت درام از التهاب بالایی برخوردار است، اما واکنش‌های عظیم سکون و سکوتی دارد که برساخته موقعیت دردمند او در بازی تقدیر است. «شکستن هم‌زمان بیست استخوان» روایت تلخی از تجربه‌های زیسته بغرنج مهاجران افغانی در ایران را به تصویر می‌کشد که فارغ از ارجاعات زمان‌مند تاریخی می‌توان این موقعیت را در سویه‌های عام انسانی آن نیز در نظر گرفت و مواجهه‌ای اخلاقی با آن داشت. در پردازش تاثیرگذار این موقعیت نمی‌توان سهم محسن تنابنده را نادیده گرفت که با درک درست شخصیت و بازی اثرگذارش توانست روح داستان را در کالبد قصه بدمد. فارغ از وجوه انضمامی قصه که رنج مهاجران افغان است، این فیلم را می‌توان ستایش مقام و موقعیت مادر دانست.


‫تــصــاویــر‬


حــضــور بین‌المللـــی

۲۰۱۸: برنده جایزه کیم جی سئوک در بخش پنجره‌ای به سینمای آسیا از جشنواره بین‌المللی فیلم بوسان، کره جنوبی

۲۰۱۸: برنده جایزه ویژه هیئت‌داوران جشنواره فیلم وزول


عوامــــــل‬ فیـــــلم

نویسنده: جمشید محمودی

مدیر فیلمبرداری: کوهیار کلاری

تدوینگر: جمشید محمودی

موسیقی: سهند مهدی‌زاده

صدا: مهدی صالح کرمانی

طراح صحنه: مهدی موسوی

تهیه کننده: نوید محمودی

بازیگران: محسن تنابنده، فاطمه حسینی، مجتبی پیرزاده، فرشته حسینی


کارگردان

جمشید محمودی

جمشید محمودی در سال 1983 در افغانستان به دنیا آمد. جمشید پس از فارغ‌التحصیلی از دبیرستان، در آزمون ورودی دانشگاه هنر تهران پذیرفته شد اما ترجیح داد تا با برادر بزرگترش، نوید، که تهیه‌کننده است، کار کند. او پیش از آنکه اولین فیلم تلویزیونی‌اش در سال 2008 (و متعاقب آن سه فیلم دیگر) را بسازد، به‌عنوان دستیار کارگردان در ساخت فیلم‌های تلویزیونی و سینماییِ زیادی مشارکت داشت. در سال 2012، او سرانجام اولین فیلم بلند سینمایی خود را با نام چند مترمکعب عشق کارگردانی کرد. این فیلم به‌عنوان نماینده افغانستان به مراسم اسکار سال 2014 معرفی شد و در بیش از 35 جشنواره بین‌المللی به نمایش درآمد که توانست هشت جایزه از این جشنواره‌ها کسب کند. او در سال 2016، فیلمنامه‌نویس، تهیه‌کننده و تدوینگر فیلم رفتن به کارگردانی برادرش بود.

تمامی حقوق برای جشنواره جهانی فیلم فجر FIff © محفوظ می‌باشد.
2019 - 1982